عبد الحسين بن محمد حسن طبيب تبريزى
43
مطرح الأنظار في تراجم أطباء الأعصار وفلاسفة الأمصار ( فارسى )
و نيز از تاليفات او ( شرح كتاب تقدمة المعرفهء بقراط ) و كتاب ( تاريخ كبير ) و كتاب ( اجوبهء ايرادات محمد بن زكرياى رازى است كه بر جالينوس وارد آورده ) و كتب ديكر نيز دارد كه بالفعل در دست نيست از جملهء كلمات حكمتآميز او است كه مىفرموده ( الطبيب الحقيقى من عالج بالفضايل نفسه و رأى مفسدته بالرذايل ثم بهبط بعد ذلك الى معالجة الاجسام ) 2 1 ابن اسحق الطبيب الوزير حكيمى دانشمند و فيلسوفى بيمانند و در اوايل مائه چهارم هجرى در بلاد اندلس بكثرت علم و وفور دانش اشتهار داشت اسمش يحيى و بابن اسحق مشهور بوده پدرش اسحق مقيم قرطبه « 5 » و در ايام امير عبد اللّه اموى در صناعت طب در آن ملك از طراز اوّل بشمار مىآمد و مذهب نصارى داشت و خود اين حكيم در صدر دولت عبد الرحمن الناصر لدين اللّه محمد بن امير عبد اللّه اموى علاوه بر شغل طبابت متقلّد امر خطير وزارت گشت و هم دين حنيف اسلام اختيار نمود مورخ خزرجى در ترجمهء اين حكيم فرمايد و ( كان له من امير المؤمنين الناصر لدين اللّه محل كبير و كان نيز له منزلة الثقة و يطلع على الكرايم ) با وصف اينكه اين دانشمند متصدّى امر وزارت بود در معالجهء فقرا و ضعفا كمال مواظبت و اهتمام به كار مىبرد چنانچه ابن جلجل گويد از شخص ثقهء شنيدم كه مىكفت در ايام وزارت ابن اسحق در اندلس بودم بتوسط غلام خود براى امر مهمى مكتوبى نزد وى فرستادم غلام مزبور حين مراجعت چنين تقرير كرد كه در درب خانهء وزير منتظر جواب مكتوب بودم كه ناكاه مرد دهقانى سوار الاغ نعرهزنان به در خانهء وزير رسيد و فرياد مىكرد كه كيست عرض حال مرا بوزير برساند غلامان و دربانان هرچه ويرا منع مىكردند بر نالهء خود مىافزود تا آنكه بصداى هاىوهوى ابن اسحق وزير خود بيرون آمد و فرمود سبب اينهمه صدا چيست مرد دهقان گفت ( ايها الوزير ورم فى احليلى منعنى اقول منذ ايام كثيرة و انا فى الموت ) آن طبيب بصير و وزير بىنظير با آن جلالت قدر و علوّ مرتبه از سخن آن مرد نرنجيده و با كمال مهربانى خود نزديك حمار دهقان رفت
--> ( 5 ) قرطبه بضم قاف و سكون رأ و ضم طأ مهمله و باء موحده شهر بزركى است كه در بلاد اندلس از مملكت اسپانيا واقع است در كتب جغرافى حاليهء اروپا قوردوبه CORDOBA نوشته مىشود ( لمؤلفه )